۱۳۹۷ اردیبهشت ۱, شنبه

‍گرامی باد روز جهانی کارگر روز اتحاد وهمبستگی ما .



کارگران زحمتکشان !
بپاخیزید !
بار دیگر به اول ماه مه ( ۱۱اردیبهشت )روز جهانی کارگر نزدیک می شویم .روزی که مطالبات وخواسته های صنفی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی مان را رساتر از همیشه یکصدا ومتحدانه در خیابانها فریاد خواهیم زد .
روزی که برای دریافت مطالبات خود واعلام همبستگی طبقاتی در مراسم های اعتراضی گوناگون برنامه ریزی شده برای تعین اهداف آینده مان شرکت فعال می جوییم واتحاد وهمبستگی خود را با  معلمان ،پرستاران ،بازنشستگان ،دانشجویان وسایر زحمتکشان با شور و نشاط انقلابی به نمایش می گذاریم .
بیایید با اتحاد واقعی وعملی با کارگران صنعتی خودرو سازی ،نفت وپتروشیمی ها ،فولاد و نورد لوله ،کارگران نیشکر هفت تپه ،شرکت واحد،راه آهن ،هپکو ،آذرآب ،معادن و... مبارزات خود را علیه دشمنان طبقاتی خود یعنی سرمایه داران ودولت حامی شان گسترش داده و تعمیق بخشیده و در این راستا فدراسیون سراسری خود را ایجاد نماییم .
تجربه ی تلخ شلاق خوردن کارگران آق دره و ضرب و شتم کارگران هپکو وآذرآب و پرونده سازی های علیه کارگران فولاد و نیشکر هفت تپه بار دیگر به ما می آموزد که کارگر تنها و بدون تشکیلات هیچ است اما کارگران متحد و متشکل در تشکل های گوناگون صنفی و سیاسی کارگری می توانند پایه های قدرت سرمایه داری را در کوتاه مدت به لرزه در آورند .همچنین سال گذشته شاهد خیزش قیام دی ماه بودیم تجربه ی این خیزش نیز به ما ثابت می کند که برای پیروزی و تعمیق خیزش های آتی باید صفوف خود را هرچه مستحکم تر متشکل و سازماندهی کنیم .
ما از هم اکنون می توانیم برای هرچه با شکوه تر برگزار شدن روز جهانی خود تدارکات لازم را فراهم سازیم .راههای ارتباطی خود را با سایر کارگران تقویت و برای انعکاس خواسته های مان برنامه ریزی کنیم .در محل های کار و زندگی ،خیابان و فضاهای عمومی اعتراضات  متعددی برپا سازیم .

زنده باد اول ماه مه (۱۱اردیبهشت) روزجهانی کارگر
زنده باد اتحاد وهمبستگی سراسری کارگران
پیش به سوی ایجاد هیات های موسس فدراسیون سراسری کارگری
عظیم
فروردین ۱۳۹۷

موضع گیری رفقای داخل در مقابل انحرافات رویزیونیستی جدید!!!



موضع گیری رفقای داخل در مقابل انحرافات رویزیونیستی جدید که تلاش می کنند مبارزات طبقاتی را با بی پرنسیبی و اصول فروشی  به سازش کشانده و نوع جدیدی از انحراف از انقلاب کارگری را تحمیل نمایند و کارگران را این بار با کلمات زیبا و تبلیغ عبارات فرا طبقاتی، مبارزه و نبرد طبقاتی کارگران را از مسیر اصولی منحرف نمایند و کارگران و جنبش کارگری را به زائده سرمایه داری تبدیل کنند. شعار های مانند انقلاب دمکراتیک ، انقلاب ضد امپریالیستی ، انقلاب اسلامی ، انقلاب انسانی ، انقلابات مخملی ، انقلابات رنگین کمانی ، انقلاب زنانه و ... همگی انقلابات جعلی هستند که سرمایه داری و انواع دنباله روانش تلاش می کنند با طرح انها مبارزه طبقاتی و انقلاب اصولی و آتی را که انقلاب سوسیالیستی است را در هاله ای از ابهام قرار بدهند، بنا براین امروز وظیفه عاجل کمونیست ها و انقلابیون واقعی است که تمامی شعار های انحرافی و جریانات بیان کننده را افشا کرده و از مسموم شدن جنبش کارگری و جنبش کمونیستی جلو گیری نمایند. این وظیفه را رفقای داخلی جمع قدم اول شروع کردند و اکنون از رفقای دیگر می خواهیم راه شروع شده را با اراده راسخ ادامه بدهند.
پیش بسوی تشکیل هسته های مخفی کمونیستی
پیش بسوی ایجاد فدراسیون سراسری کارگری
پیش بسوی ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر 
زنده باد انقلاب کارگری
نابودباد دولت سرمایه داری
بر قرار باد دیکتاتوری پرولتاریا

بیانیه تشکل های مستقل کارگری پیرامون اوضاع حاکم بر کشور و فرا رسیدن اول ماه مه روز جهانی کارگر




سال 97 را، در شرایطی آغاز می کنیم که دستمزدهای چهار برابر زیر خط فقر بر کارگران تحمیل شده  و در عین حال  شیرازه های اقتصاد و اداره جامعه به شکل غیرقابل کنترلی در حال از هم گسیختگی است و در این میان جناح های مختلف قدرت برای بقا و تامین منافع ضدانسانی خود، هیچ برنامه ای  جز تحمیل فقر و فلاکت بیشتر به میلیون ها کارگر و مردم زحمتکش ایران  و سرکوب اعتراضات  بخش های مختلف جامعه ندارند.
کسانی که چهل سال پیش با ژست مستضعف پناهی و با بوسه به دستان کارگران بر سرنوشت جامعه حاکم شدند، بی هیچ شرمی در ملاءعام بر گرده کارگر شلاق زدند؛ آنان را به سلول های انفرادی انداختند و با تعقیب قضائی و احکام زندان طویل المدت، مهر بردگی بر پیشانی شان کوبیدند. با ممنوعیت اعتصاب و تشکل های مستقل کارگری و سرکوب هر گونه فریاد حق خواهی کارگران، شرایطی را پدید آوردند که امروزه در ایران به عنوان یکی از ثروتمند ترین کشور های جهان، حداقل مزد کارگران، چهار برابر زیر خط فقر است و این دستمزد شرم آور در اغلب مراکز تولیدی و صنعتی با ماه ها عقب افتادگی و به ضرب و زور اعتراضات مداوم کارگران پرداخت می شود و در بسیاری از مراکز اقتصادی به علت فقر و بیکاری همین حداقل دستمزد هم پرداخت نمی شود؛ خصوصی سازی یا اختصاصی سازی واحدهای تولیدی همچنان ادامه دارد و به تعطیلی واحدهای تولیدی، یکی پس از دیگری، منجر می شود؛ با اجرای طرح های انتقال آب با هدف افزایش سطح کشت محصولات صادراتی مانند پسته که سود سرشاری را نصیب صاحبان سرمایه می کند، همراه با صدمات جبران ناپذیر به محیط زیست، زندگی هزاران کشاورز به ورطه فقر و نابودی مطلق کشیده شده است.
 تن فروشی و اعتیاد به مواد مخدر را به عرش رساندند. کودکان کار، زباله گردی برای سیر کردن شکم، کلیه فروشی، کارتن خوابی، کولبری و کشتار کولبران، دست فروشی و ضرب و شتم دست فروشان، خودکشی، بیکاری و نومیدی جوانان، دزدی و اختلاس و هزار و یک مصیبت اجتماعی دیگر را به بخش لاینفکی از شرایط زندگی و حیات یک جامعه هشتاد میلیونی تبدیل کردند و اینک سرمست از غارتگری هایشان، آنجا که در مقابل مردم به جان آمده از وضعیت فلاکت بار موجود قرار می گیرند، از سوئی با سرکوب و بر پا کردن دار و درفش و از سوی دیگر با عوام فریبی و متهم کردن یکدیگر، همچنان سعی در تداوم سیاست های ویرانگرانه چهل سال گذشته خود دارند.
در حالی که سبد هزینه واقعی زندگی یک خانوار چهار نفره بالای پنج میلیون تومان است و عوامل و جیره خواران حکومت در نهادهای دست ساز کارگری، آن را سه میلیون و ۷۰۰ هزار تومان تعیین کردند؛ با این حال این جیره خواران همراه با اربابانشان، به طور بی شرمانه ای چشم در چشم میلیون ها کارگر، با امضا و تصویب یک میلیون و یکصد و چهارده هزارتومان به عنوان حداقل مزد، اعلام کردند سهم شما کارگران از زندگی، فقر و فلاکت، خودکشی، کلیه فروشی و غوطه ور شدن در تباهی است.
دولت و کارفرمایان و جیره خوارانی تحت عنوان نماینده کارگر، با تعیین چنین مزد خفت باری و همچنین نبود هیچ تضمینی برای دریافت همین مزد و استفاده گسترده و هر روزه از نیروی سرکوب در مقابل حق خواهی ما کارگران، دست به اعلام جنگی آشکار برای به بردگی کشاندن بیش از پیش ما زده اند.
سرکوب خیزش بر حق مردم علیه فقر و گرانی در دی ماه سال گذشته - به هیچ انگاشتن مطالبات کارگران، معلمان، پرستاران، کشاورزان، جوانان، زنان، دانشجویان، دانشگاهیان و روشنفکران، دگراندیشان  و صدها هزار مالباخته موسسات مالی وابسته به حوزه قدرت - متوسل شدن نهادهای انتظامی و امنیتی و استانداران و فرمانداران برای به کار واداشتن کارگران بدون دریافت مزد ماهانه با ضرب و زور سر نیزه (همچون هزاران کارگر نیشکر هفت تپه) -  سیاست دولت در ایجاد شوک در بازار ارز و افزایش یک باره قیمت دلار به بالای شش هزار تومان و بر این بستر، خالی کردن جیب مردم و افزایش 500 تومانی نرخ رسمی دلار– نابودی محیط زیست و منابع آبی کشور در نتیجه نبود هیچ اراده ای در میان حکومتگران برای جلوگیری از آن – تبدیل شدن بسیاری از  شهرهای کشور به محلی برای مرگ تدریجی کودکان و پدران و مادران به دلیل پدیده ریزگردها (که همین روزهاست تمام کشور را دربرگیرد) و آلودگی آب ها و هوای آلوده  و با توجه به از هم گسیختگی بیش از پیش شیرازه زندگی اجتماعی و اقتصادی سیاسی کشور در سطح کلان، ما کارگران را به این نتیجه می رساند که دیگر نباید به امید چیزی جز دست بردن به اعتراضات سراسری  و نیروی متحدمان  برای خلاصی از وضعیت جهنمی موجود بنشینیم.
اول ماه مه روز جهانی کارگر پیش روی ما کارگران است. این روز، روز ماست. روز اعتراض و اتحاد ما علیه ستم و بردگی در سرتاسر جهان است. ما می توانیم و باید در جای جای کشور دستهایمان را در دست همدیگر بگذاریم و در
ابعادی سراسری با خواست رهائی از فقر و فلاکت، نیروی به هم پیوسته خود را به جنبشی عظیم تبدیل کنیم و متحد و همراه با بازنشستگان، معلمان، کشاورزان و عموم توده های آزاده  مردم ایران، گام های تعیین کننده ای را برای پایان دادن به مشقات و مصائب موجود و بن بست اقتصادی سیاسی کشور برداریم.
نجات کشور از نابودی و تباهی و فقر و فلاکت در دستان متحد ما کارگران و در گرو اعتراضات سراسری ماست.
پیش به سوی اعتراضات گسترده  در اول ماه مه (یازده اردیبهشت)  روز جهانی کارگر
اتحادیه آزاد کارگران ایران
انجمن صنفی کارگران برق و فلز کرمانشاه
سندیکای نقاشان استان البرز
کانون مدافعان حقوق کارگر
کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای مستقل کارگری ایران


۱۳۹۷ فروردین ۳۱, جمعه

قتل عام وحشیانه خانواده اعضای کو مه له و حزب کمونیست ایران را محکوم میکنیم




در نهایت تاسف اطلاع یافتیم که صبح روز چهارشنبه 29 فرودین ماه 1397 یکی از اعضای تیم ضربت سپاه پاسداران و از مزدوران سرشناس حکومت اسلامی در شهر دیواندره از استان کردستان به منزل پدری رفقا برهان و ارام دیوارگر حمله برده و با سلاح کلاشینکف اقدام به قتل وحشیانه پدر و مادرو دو خواهر رفیق برهان و ارام کرده و در نهایت تمامی حاضریندر خانه را به شیوه ای وحشیانه به رگبار بسته است . در نهایت چهار تن از اعضای خانواده اعضای حزب کمونیست ایران به قتل میرسند و خواهرزاده رفقا به اسم ادرینا که تنها پنج سال سن دارد به شدت مجروح میشود که هم اکنون در بیمارستانی در دیواندره در بخش مراقبت ویژه تحت مداوا قرار دارد . رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی به مدت چهار دهه است که خانواده اعضای احزاب و سازمانهای سیاسی بخصوص کمونیستها را مورد اذیت و ازار جسمی و روحی قرار میدهد و هر از گاهی نیز برای نشان دادن چنگ و دندان خانواده های بیدفاع را با بیرحمی و قصاوت مورد حمله قرار میدهد . در این مورد مشخص مزدور مورد نظر به اسم رسول سکرت که سابقه تهدید های این جنایتکار به گذشته باز میگردد بارها خانواده رفقا را مورد تهدید قرار داده بود و حتی طبق خبررسانی که دبیر خانه کومه له انجام داده است خانواده رفقا برهان و ارام بارها از این فرد و تهدید هایش به بیدادگاههای رژیم اسلامی شکایت برده بودند و هیچگاه پاسخی دریافت نکردند . سابقه جمهوری اسلامی در جنایتهای سازمان یافته از قتل نویسندگان و دگر اندیشان (قتل های زنجیره ای ) ، قتل رفیق شاهرخ زمانی ، کشتار کارگران خاتون اباد و ترور فعالین سیاسی خاج کشور نشان دهنده این است که دولت سرمایه داری اسلامی در سرازیری سقوط از هر جنایتی فروگزار نخواهد کرد .
ما ضمن ابراز همدردی با رفقا برهان و ارام دیوار گر و رفقای کومه له و حزب کمونیست ایران و محکوم کردن این جنایت هولناک ابراز امیدواری میکنیم که زحمتکشان قهرمان منطقه دیواندره در برابر این جنایت اعتراضات خود را برپا دارند . در فردای انقلاب کارگری همه این جنایتکاران به سزای عمل ننگین خود خواهند رسید . بدون شک پیروزی نهایی از ان طبقه کارگر و مردم انقلابی ایران است .
مرگ بر جمهوری سرمایه داری اسلامی
زنده باد انقلاب کارگری زنده باد سوسیالیسم

جمع قدم اول – کمیته تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر
کمیته حمایت از ارمانهای شاهرخ زمانی
29/1/1397


۱۳۹۶ اسفند ۲۵, جمعه

چهاردهمین شماره نشریه تدارک حزب انقلابی منتشر شد.


این شماره ضمیمه خواهد داشت ، محتوای ضمیمه فوق مربوط به جمع
بندی فعالیت تا کنونی جمع قدم اول با دیدگاه های متفاوت خواهد بود
، اما چون مطالب جمع بندی و نقد های فوق به طول انجامید.
تصیمیم گرفتیم شماره چهارده را منتشر کنیم و
سپس ضمیمه آن را ارایه نماییم.



لینک نشریه شماره 14در پیوست




https://drive.google.com/file/d/1M_Zy9Harngnsr_W3n1uykAO7MX7N-zc1/view?usp=sharing

حکومت طبقاتی به زبان ساده




اما برخی حق بیشتر از برابری دارند (حق ویژه ای دارندحق ویژه نطفه اولیه دیکتاتوری است این هرچه که باشد و برای سود هر گروهی که باشد نطفه ای از نابرابری و دیکتاتوری است
لازم است کارگران بدانند در حکومت های ضد کارگری علی رغم وجود ظاهر نمایشی و فریب کارانه دمکراتیک تمامی بخش های حکومت های سرمایه داری فیلتر های درجه بندی شده ضد کارگری هستند که هر کدام در سطوحی بر علیه منافع کارگران سدی ایجاد می کنند و این یعنی حکومت دیکتاتوری سرمایه داری علیه طبقه کارگر است در این رابطه می توان مثال های زد در ظاهر فریبده حکومت های سرمایه داری اول تبلیغ می کنند که نمایندگان و حاکمان به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم توسط مردم انتخاب می شوند بنا براین حکومت هر چطور که باشد با رای مردم روی کار امده است بنا براین دمکراتیک است ولی در واقع این فقط یک دروغ است در مورد تمامی کشور های سرمایه داری می توان مثال های بسیار واضح و شفاف بیان کرد تا ثابت شود حکومت های سرمایه داری نه تنها دمکراسی ندارند بلکه حتی بهترینشان نیز دیکتاتوری سرمایه داری است مثلا در جمهوری اسلامی اگر واقعا» به قانون خودشان پای بند باشند در انتخاب رهبر مردم دخالت ندارند بلکه سناتور های مجلس خبرگان می توانند دخالت کنند که انها نیز به دلیل اینکه همه باید روحانی باشندیعنی حق ویژه ای برای شان قائل شده اند بنا براین یک کاست طبقاتی هستند و روحانیت همیشه طرفدار قدرتمندان و ثروتمندان بودند بنا براین هر گز به خواسته کارگران توجه نخواهند کرد در نتیجه خبرگان یکی از دشمنان طبقه کارگر هستند و از طرفی حق کاندید شدن برای مجلس سنای خبرگان که شرط بلامنازه آن روحانی بودن است توهین به ملت ایران است که حکومت اسلامی هیچ کس را غیر آخوندها خبره نمی داند و با کمال تاسف این توهین زمانی به اوج می رسد که روحانیت نه تنها در ایران در تمامی دنیا عقب مانده ترین ، فاسد ترین و ارتجاعی ترین قشر مردم را تشکیل می دهند و در ایران چنین قشری را به عنوان خبره به مردم تحمیل می کنند.فراموش نکنیم نمونه مشابه مجلس خبرگان در دیگر کشور های جهان عبارتند از مجالس سنا یا (مجلس عیان در بریتانیا)که اعضای آن سناتور هستند و مردم در انتخاب انها دخالتی چندانی ندارند بلکه صروت موجود عامل اصلی انتصاب سناتور ها است مجالس سنا در مقابل انتخاب های مردم سدی است غیر قابل عبور و مجالس سنا در دنیا تمام وظیفه اش این است که در سطح بالا قدرت مردم را کنترل و سد کند وشرط سناتور شدن این است که یا باید خوش ثروت بسیار زیادی داشته باشد یا از طرف ثروتمنی یا ثروتمندانی کاندید شده باشد.یعنی ثروتمندان با عضویت در مجالس سنا سد بزرگی در مقابل مردم و بخصوص کارگران ایجاد می کنند و وجود مجلس سنا در هر کشوری نشان دهنده است که حکومت آن کشور ضد کارگری و دیکتاتوری سرمایه داری است و بدون اینکه مردم بتوانند در انتخاب شدن سناتور ها دخالت کنند سناتور ها می توانند تاثیر هر نهاد انتخابی مردم را خثی کرده و از بین ببرند از جمله امریکا چنین است و مجلس سنای آمریکا صد در صد مشابه مجلس خبرگان ایران است نتیجه اینکه حکومت هر دو کشور دیکتاتوری و ضد کارگری است سپس به نهاد دیگری در ایران می رسیم که شورای نگهبان نام دارد عملکرد این نهاد در جمهوری اسلامی با دقت بیشتر ثابت می کند که جمهوری اسلامی یک حکومت طبقاتی و متعلق به سرمایه داران است و دیکتاتوری سرمایه داری و ضد کارگری است این را می توان از عملکرد شورای نگهبان طی سال های گذشته نتیجه گرفت شورای نگهبان مانند هر نهاد سرمایه داری دیگر هر قانون و یا لایحه ای که ضد کارگری بوده تایید کرده است و هر لایحه ای که می توانست کمی به سود کارگران باشد رد کرده است بنا براین می توان یک نهاد دیگر دشمن کارگران را شورای نگهبان نامبرد که نه تنها مردم در انتخاب انها هیچ حقی ندارد بلکه وجود آنها در واقع برای مهار کردن مبارزات مردم علیه سرمایه داری است از این جهت نیز می توان گفت با وجود نهاد های این چنینی هر گز انتخاب کردن یا انتخابی بودن بقیه نهاد ها سودی برای مردم نخواهد داشت و البته فیلتر اصلی و بسیار بزرگتر تبلیغات سرمایه داری است که از طریق رادیو ، تلویزیون ، مطبوعات و ... دائما» در حال فریب مردم هستند و دیکتاتوری را به عنوان دمکراسی در جامعه به مردم تحمیل کرده و مردم را خواب می کند تا نتوانند حقیقت را درک کنند هر کارگری قبل هر چیزی یا شنیدن هر تبلیغی باید به این فکر کند که در جامعه ای که مردم به طبقات تقسیم می شوند و یک عده ای طبقه سرمایه دار را تشکیل می دهند و عده ای نیز طبقه کارگر را تشکیل می دهند هر حکومتی سر کار باشد طبقاتی است و برای پیش بردن منافع طبقه حاکم را دنبال خواهد کرد در این صورت است که دیگر فریب رادیو ، تلویزیون و دیگر وسایل تبلیغی را نخواهد خورد و درک خواهد کرد که وقتی شورای نگهبان قوانین که به نفع سرمایه داران است تصویب می کند و موادی که به سود کارگران است رد می کند یعنی شورای نگهبان ابزار حکومت سرمایه داران است و حکومتی هم که شورای نگهبان می تواند در ان چنین کارهای را بکند ان حکومت هم سرمایه داری است و وقتی حکومتی منافع سرمایه داری علیه کارگران را تصویب و اجرا می کند یعنی آن حکومت دیکتاتوری سرمایه داری است و دیکتاتوری سرمایه داری یعنی حکومت ضد کارگری و برای مبارزه با حکومت سرمایه داری برای کسب مطالبات کارگری فقط تنها از یک طریق ممکن است نا بودی حکومت سرمایه داری و بر قراری حکومت کارگری این چکیده اصلی مبارزه طبقاتی در اولین قدم ها است .
یک توضیح دیگر لازم است که مشابه شورای نگهبان ایران در تمامی کشور های سرمایه داری به شکل های مختلف وجود دارند که ما در اینجا تنها به یک کشور به عنوان نمونه اشاره می کنم .مثال نمونه ای ما مجلس الکترال آمریکا است که دقیقا» مانند شورای نگهبان انتصاب می شوند و وظیفه کنترل و تصمیم گیری در آخرین مراحل را به عنوان اخرین فلتر به عهده دارد.

البرز ولی زاده


در مقطع کنونی شعار» مرگ بر جمهوری اسلامی « معیار تفکیک انقلابیون از ضد انقلابیون است!!!




برخی از جریانات از گفتن مرگ بر جمهوری اسلامی ابا دارند، و این نگفتن را با بهانه های مختلف توجیه و پنهان می کنند، حتی برخی از این جریانات دشمن سرسخت خامنه ای و دیگر سران جمهوری اسلامی هستند، اما در همین حال خودشان نیز دشمن آتی مردم و بخصوص دشمن طبقه کارگر هستند، افشای این جریانات در حین مبارزه با جمهوری اسلامی برای جلو گیری از انحراف در اینده ، از وظایف ضروری امروز نیروهای انقلابی است ، برخی از دشمنان طبقه کارگر و نیروهای ضد انقلابی را با معیار گفتن یا نه گفتن «مرگ بر جمهوری اسلامی» می توان شناخته و افشا کرد.
این شعار « مرگ بر جمهوری اسلامی « کاملا» معلوم و مشخص است، ضمن اینکه خامنه ای و روحانی و خاتمی و سبز ها را در برمی گیرد، نیروهای دیگری را هم که به عناوین مختلف قصد دارند از طریق اسلام فریب دیگری را بکار ببرند و حکومت اسلامی دیگری با عناوین مختلف را به مردم تحمیل کنند، افشا می کند، هر انسانی می داند وقتی شعار «سرنگونی آخوند» بدون بیان « مرگ بر جمهوری اسلامی « است، یعنی گوینده قصد حکومت اسلامی غیر آخوندی مانند اردوغانی یا مانند عراقی، افغانی و یا مانند، «مثلا شریعتی ، طالقانی ، بازرگان، سامی و پیمان و ...» را می خواهند تحمیل کنند، یا حداقل موضعی در مقابل این چنین اراذل و اوباش حکومت مذهبی ندارند، بنابراین از هم اکنون باید افشا شوند، تا سر بزنگاه تاریخی سرمایه داری نتواند چنان اشکالی را بیان شده در بالا تحمیل کند،(همان گونه که خمینی را تحمیل کردند)، یا وقتی تنها گفته میشود «مرگ بر ولایت فقیه» بدون بیان « مرگ بر جمهوری اسلامی « می تواند زمینه سازی شود برای نوع حکومت دیگر که فقط ولایت فقیه نباشد،حکومت اسلامی بدون ولایت فقیهیا وقتی گفته می شود«مرگ بر خامنه ای و روحانی و دیکتاتور « بدون بیان « مرگ بر جمهوری اسلامی « می تواند تایید احمد نژاد و موسوی یا صدها سگ و شغال داخل جمهوری اسلامی و صدها دشمن مردم که امروز در اپوزیسیون هستند، باشددر حالی که بقیه اگر بدتر از خامنه ای نباشند، بهتر از او هم نیستند، و می خواهند باز از دریچه اسلام وارد شود، و در بهترین حالت « جمهوری دمکراتیک اسلامی « تشکیل بدهند، حتی انسان های نادان و جاهل هم با توجه به دیدن جمهوری اسلامی ایران ، عراق ، افغانستان ، شیخ نشین ها ، عربستان ، اردوغان ، القائده ، داعش ، بوکوحرام ، الشباب و دهها نیروی دیگر اسلامی به خوبی پی بردند و می دانند که اسلام هرگز نمی تواند دمکراتیک باشد، بنا براین جریاناتی که ادعای آگاهی و انقلابی گری دارند اگر «مرگ بر جمهوری اسلامی» را در مقطع کنونی به شعار اصلی خود تبدیل نکنند، صد در صد کلکی و ریگی در کفش دارند و می خواهند مردم را فریب بدهنداما اگر کسی چنین کلکی های و ریگی در کفش نداشته باشد به راحتی می تواند بگوید «مرگ بر جمهوری اسلامی» و دچار لکنت زبان نمی شوداین شعار « مرگ بر جمهوری اسلامی « ضمن اینکه تمامی خامنه ای و روحانی و دیگر اراذل و اوباش حکومت اسلامی فعلی را در بر میگیرد، بلکه با گفتن مرگ بر جمهوری اسلامی اشکال دیگر را نیز افشا و رد کرده ایم.
رفقا ، فعالین و انقلابیون :
اصل قضیه اینجاست، خامنه ای و روحانی ... اردوغان ... حاکمین اسلامی افغانستان و عراق و...، همه گروه های اسلامی ضمن اینکه ریشه های اسلامی و تربیت اسلامی دارند ، اعتقاد به مالکیت خصوصی و نظام مزدوری و در کل بخشی از نظام سرمایه داری هستند، جمهوری اسلامی و در کل اسلام ابزاری برای پیش برد حا کمیت سرمایه داری است ، تمامی حکومت ها و جریانات اسلامی و کل اسلام بخشی از دکترین کمر بند سبز سرمایه داری هستند، کمر بند سبزیهای، خارج از جمهوری اسلامی ایران نیز در پی ساختن نوع دیگری از جمهوری اسلامی هستند، و می خواهند با کلک ها، توجیه ها و دروغ ها وانمود کنند که، اسلام و حکومت اسلامی خوب هم، ممکن است، بدین وسیله تلاش دارند وظیفه خود را در قبال سرمایه داری داخلی و جهانی و امپریالیست ها انجام بدهند، از این جهت است که از گفتن مرگ بر جمهوری اسلامی ابا دارند ، البته نگفتن مرگ بر جمهوری اسلامی مورد نظر و تایید سرمایه داری داخلی و جهانی و امپریالیست ها برای حفظ و پیش برد دکترین کمربند سبز نیز هست، بنابراین اگر کسانی به بهانه اینکه با نام بردن خامنه ای و غیره ،مبارزه و دشمن مشخص تر می شود، در واقع حقه بازی است و دارند به شما کلک می زنند، ما اعتقاد دارم شما برای پیش برد اصولی و باز کردن مشت کسانی (جریانات سرمایه داری و ضد انقلابکه می گویند افراد را نام ببریم تا دشمن مشخص شود، و با این بهانه از گفتن مرگ بر جمهوری اسلامی شانه خالی می کنند، از این به بعد هر وقت یک شعار مرگ بر خامنه ای و ... نوشتید یا فریاد زدید، یک بار هم مرگ بر جمهوری اسلامی بنویسید و فریاد بزنید، به گفته لنین مچ مجرم را در حین ارتکاب جرم باید گرفتتا ببینیم دیگر چه توجیهی خواهند تراشید؟ به شما قول می دهم گیر می افتند و مجبور می شوند سفسطه بکنند از این به بعد امتحان کنید.

همه جا در همه حال مرگ بر جمهوری اسلامی
فریده جعفری
12 اسفند 1396


امرِ امروز به روایت تاریخ




نوشته مریم وحیدیان

روایت تاریخی‌ای که از انقلاب ۵۷ ایران از زبان تریبون‌های دست راستی حکومتی به گوش می‌رسد، در مورد نقش کارگران به مثابه‌ی عضوی از یک طبقه، سکوت اختیار می‌کند و عملاً روایتی جعلی را جایگزین آن می‌سازد تا با خاک پاشیدن بر چشمان جامعه، سوژه‌های واقعی و رخدادهای اهرم‌وار ظهور این انقلاب را از نظر نهان دارد.
نقش فلج‌کنندگی اعتصاب‌های گسترده‌ی کارگری و ماهیت خواسته‌ها و موتور سازمان کارگری در آن ایام امری خطرناک تلقی می‌شود که باید به فراموشی سپرده شودکسی نباید اراده‌، قدرت، سازمان و در یک کلام اتحاد این طبقه را به خاطر بیاورددر این روایت دست‌کاری شده مردم به خیابان‌ها آمدند و همین امر سبب‌ساز پیروزی انقلاب شددر واقع ماهیت طبقاتی انقلاب ۵۷ افسانه‌ای‌ست که نباید بر زبان آورد!

هرچه این تریبون بدصدا می‌کوشد تا تک‌روایت خویش را در مغزها فروکند، کمتر نتیجه می‌گیرداین روزها اعتصابات و اعتراضات کارگری روی دور تند افتاده‌ستحرکت‌های سازمان‌یافته‌ی کارگران درحالی شکل گرفته که سندیکاها در تمام این سال‌ها تحت فشار بوده‌انداما امروز علیرغم فشار همین تشکل‌ها و سندیکاهای کارگری طی بیانیه‌ای خواستار افزایش حداقل دستمزد به ۵ میلیون تومان شده‌انداین خواست با یک تهدید یعنی با اعلام خط اعتصابات کارگری به عنوان بازوی اعمال فشار و قدرت به رخ دولتی‌ها کشیده شده استبرای درک میزان اثرگذاری این بازوی فشار باید به تاریخ رجوع کردبه مبارزاتی که این طبقه برای جدال با نابرابری تحمیل شده طی کارِ مزدی انجام داده‌است.
این‌روزها در چندین و چند بنگاه اقتصادی و کارخانه، جدال‌های مزدی در جریان هستند.
این جدال‌ها را باید به فریم به فریم اعتصابات کارگری انقلاب ۵۷ گره زد و در امتداد یکدیگر تصویر و تفسیر کردباید به صحنه‌های خونین سرکوب دهه‌های ۲۰ و ۳۰ پیوند داد؛ به ۱۵۰ زخمی و ۴۶ کشته‌ی کارگران نفت آغاجری در زمان حکومت قوام السلطنه در سال ۱۳۲۵ گره زد و اولین اعتصابات نفتی که در اواخر شهریور ماه ۵۷ که در جزیره‌ی خارک آغاز شد و چند هفته به طول انجامید تا یکی از بزرگ‌ترین اعتصابات با حضور هزاران کارگر شکل بگیرداعتصابی که کمر حکومت وقت را شکستگرچه همان روزها دولت پهلوی با وعده‌ی کمک هزینه مسکن آمده بود اما همچنان کارگران بخش‌های مختلف نفتی اعتصاب را ادامه دادنددستگیری رهبران کارگری در آن ایام نه تنها گامی به نفع حکومت وقت نبود بلکه ضربه‌ی اساسی را به حکومت وارد کرد.
این فریم انقلاب ۵۷ چندان دور نیست؛ از اعتراضات کارگران شرکت‌واحد اتوبوسرانی تهران که یکی از فعالانشان مدت‌ها در زندان به سر برد و دور نیست از کارگران بی‌چهره‌ی هفت‌تپه که صورت‌های خود را با پارچه پوشانده‌اند تا شناسایی نشوندکارگری که فریاد می‌زند که «اگر حقوقمان را ندهید؛ هفت‌تپه را پس می‌گیریم
حالا ماه‌هاست که هفت‌تپه برای دریافتِ حداقلی‌ترین دستمزد اعتراض می‌کند اما هربار وعده‌ها بی پاسخ می‌ماندتاریخ شرح می‌دهد که برای وعده دادن دولتی‌ها نیز گاهی دیر می‌شود.
مهر ماه منتهی به انقلاب ۵۷ نیز اگرچه دولت شریف امامی قول رسیدگی به وضعیت اعتصابیون را داد و حتی در ۱۷ مهر ماه تعهد کرد که حقوق کارمندان دولت ۲۵ درصد افزایش یابد، حقوق بازنشستگان ترمیم شود و تسهیلاتی برای مسکن و غیره داده شود اما دیگر دیر شده‌بوداعتصاب‌ها تا مخابرات و شرکت‌های آب و برق و راه‌آهن، هواپیمایی هما، بانک ملی، وزارت کشاورزی، بیمارستان‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها و حتی رادیو و تلوزیون دولتی در مهر ماه گسترش یافته‌بود.
دستگیری ۸۰ نفر از رهبران کارگر اعتصابی نفتی در شهریور ۵۷ اراده‌ی اعتصاب را قوی‌تر کردچنانکه امروز دستگیری ۳۴ نفر از کارگران هفت‌تپه و ۱۰ کارگر معترض فولاد اهواز کارگران را به خشم آورده‌است.

شهریور ماه منتهی به انقلاب ۵۷ کارگران ماشین‌سازی اراک در ۱۴ بند خواست‌هایی چون افزایش پایه‌ی دستمزد، بیمه عمر، مسکن، خدمات درمانی و غیره را اعلام کردند و برای عملی شدن آن دست به اعتصابی با حضور ۲ هزار کارگر زدنداین روزها که تجمع حدوداً هزار نفره‌ی کارگران هپکو را شاهد بودیم و تشکل‌های کارگری خواست افزایش دستمزد تا ۵ میلیون تومان را مطرح می‌کنند، مرزها و ماهیت جدال‌های مزدی عیان‌تر می‌گردد؛ جدال‌هایی که چرخ پیشروی تاریخ بوده‌است و نمی‌توان با سرکوب و تحمیق آن را متوقف کردتاریخ حرف‌های زیادی دارد با آنان که می‌پندارند پاسخ حقوق‌خواهی طبقه‌ی کارگر بازداشت و دستگیری و سرکوب استاما نه آنان که تاریخ را از خط جعلی آن می‌خوانند بلکه آن‌ها که خط‌های نانوشته‌ی این دفتر را می‌بینند، پافشاری بر جدال‌های مزدی را در تمامی ایستگاه‌هایی که کارگر برای زندگی خود می‌جنگد، امر امروز خود می‌دانند؛ این‌ها سهمی از آینده دارند.